اولین های ایلیا در سال 90

عزیزترینم الان شما تو خواب نازی و من اومدم تا اولین اتفاقات سال اول زندگیت از روزی که پاهای کوچولوت و گذاشتی تو دنیای من و بابائی تا الان که 1390/12/24 هست برات بنویسم و میخوام بدونی که تا همیشه عاشقتیم![]()
![]()
1
29 اردیبهشت 90 قشنگترین روز زندگی ماما و بابا،
روز تولد تو
25 روز زودتر از موعد تو بیمارستان مادران تهران ساعت 1.25 دقیقه ظهر با وزن 2.760g وقد 47cm چشمای نازت و به روی ما باز کردی و شدی قشنگترین بهونه زندگیمون.
2
4 تیر 90 اولین مسافرت هوائی به رشت خونه پدر جون و مادر جون (36 روزگی).
3
19 تیر 90 ختنه شدی در کلینیک خصوصی پاستور رشت (50 روزگی)
4
29 مهر 90 اولین باری که کاملا تونستی به همه طرف غلط بزنی (5 ماهگی)
5
3 اذر 90 اولین باری که سینه خیز رفتی خیلی جالب بود سینه خیز رفتنت مث شنا رفتن بود با دوتا دستت بلند میشدی و بدون اینکه پاهاتو حرکت بدی خودت و به جلو میکشیدی (5 ماه و 24 روزگی)
6
12 دی 90 اولین باری که تنهائی نشستی، البته قبلش میشستی ولی پشتت بالش میذاشتیم چون بعضی وقتا تعادلت بهم میخورد (7 ماه و 14 روزگی)
7
22 بهمن 90 بهمن اولین باری که مبل و گرفتی ایستادی (8 ماه و 23 روزگی)
8
25 بهمن 90 اولین باری که چهار دست و پا رفتی که وسطاش هی قاطی میکرد و سینه خیز میرفتی (8 ماه و 26 روزگی)
9
13 اسفند 90 اولین خرید عید (9 ماه و 16 روزگی)
10
14 اسفند 90 اولین قدم هات و برداشتی و با کمک مبل راه رفتی (9 ماه و 17 روزگی)
11
17 اسفند 90 اولین کلمات مفهومت و گفتی البته تاتا (تاب تاب) و دت دت (دس دس) رو از چند وقت قبلتر میگفتی که تاریخ دقیقش و یاد داشت نکردم (9 ماه و 20 روزگی)
12
23 اسفند 90 ترک پستونک ( 9 ماه و 24 روزگی)



اولین های ایلیا در سال 90
